العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
27
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
سپس بر يك ديگر حمله نمودند و يزيد ضربتى بر برير زد كه كارگر نشد . ولى برير ضربتى بر سر او زد كه كلاه خود شكافته شد و بر مغز سر او رسيد و بدرك نازل گرديد . پس از اين جريان مردى از ياران ابن زياد حمله كرد و برير را شهيد نمود . رحمت اللَّه عليه ! نام قاتل برير : بحير بن اوس ضبى بود كه در ميدان جنگ جولان زد و رجزى را خواند كه مطلع آن اين است : 1 - سلى تخبرى عنى و انت ذميمة * غداة حسين و الرماح شوارع 1 - يعنى از شجاعت جويا شو تا از آن با خبر شوى در صورتى كه تو در صبح جنگ حسين مذمت شدى و نيزهها بر افراشته و به كار بسته شدند . 2 - آيا منتها درجهء آنچه را كه دوست نداشتى انجام ندادم و در روز جنگ و خوف چيزى نتوانست مانع من گردد 3 - نيزهء مزنى با من است كه هرگز در اصابت بهدف خطا نكرده است و شمشير دو دم و برندهء براق نيز با من مىباشد 4 - من شمشير خود را در ميان گروهى از نيام كشيدم كه دين آنان نظير دين من نيست و من بعد از اين قانع خواهم بود . 5 - آن گروه در مقابل نيزه و شمشير صبر و تحمل كردند ، در صورتى كه خسته شده بودند اگر اين موضوع نفعى مىداشت 6 - هنگامى كه ابن زياد را ملاقات كردى به او بگو : من مطيع و منقاد خليفه ميباشم . 7 - من برير را شهيد كردم و اسب خود را در آن موقعى كه برير در ميدان جنگ مبارزه مىطلبيد براى كشتن وى بجولان درآوردم . پس از اينكه بحير بن اوس برير را شهيد كرد به او گفتند : برير يكى از بندگان نيكوكار خدا بود و از طرفى پسر عموى وى آمد و به او گفت : واى بر تو ! تو برير بن خضير را كشتى ! چگونه فرداى قيامت خداى خود را ملاقات خواهى كرد . آن شقى نابكار پشيمان شد و اشعارى را سرود كه مطلع آنها اين است : 1 - فلو شاء ربى ما شهدت قتالهم * و لا جعل النعماء عند ابن جائر